پیشینه و مبانی نظری رشته مدیریت

پیشینه و مبانی نظری رشته مدیریت

خود ارزشمندی

یكی از نیازهای روانی انسان احساس خود ارزشمندی یا عزت نفس [1]است. تحقیقـات متعـددی نشان می دهد افرادی که عزت نفس بیشتری دارند، خیلی مـؤثرتر مـی آموزنـد، روابـط سـود بخش تری برقرار می کنند، بهتر از فرصت ها اسـتفاده مـی کننـد و مـیتواننـد خودکفـا باشـند و همچنین دیدگاه روشن تری به مسیر زندگی خود دارند. عزت نفس و خودارزشـمندی از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت افراد است. برخورداری از اراده و عزت نفس قوی، قدرت تصمیم گیری و ابتكار، خلاقیت و نوآوری، سلامت فكر و بهداشت روانی رابط های مستقیم با میزان و چگونگی عزت نفس و احساس خودارزشمندی فرد دارد. امروزه، برای اصلاح و درمان بسیاری ازاختلالات شخصیتی و رفتاری افراد به عنوان اولین یـا مهـم تـرین گـام بـه ارزیـابی و پرورش احساس عزت نفس، تقویـت اعتمـادبـه نفـس، مهـارت هـای فـردی و اجتمـاعی آنـان می پردازند(نیسی شوشتری، 1380).

 عزت نفس،درجه ی تصویب و تأیید شـخص از خـود تعریـف شـده اسـت (کوزه چیان و همكاران، ،1390). همچنین عزت نفس درجه تصویب،تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خـود احساس می کند (نوربخش و حسین پور، 1382). تحلیل ویلیام جیمز[2] (1992) از عزت نفس، آرزوها و ارزش هایی است کـه آدمی برای خود دارد و به طور کلی بـه نظـر وی عـزت نفـس توانـایی هـای بالفعـل نسـبت بـه توانایی های بالقوه است (باقرزاده و همكاران، ،1382). به عقیده ی کوپر اسمیت[3] )1967(عزت نفس ارزش و احترامی است که فرد برای خویشتن قائل است و به قضاوت شخص در مورد میزان توانمندی ها اطلاق می شود(باقرزاده و همكاران، ،1382).کوپر اسمیت (1967) با مطالعات وسیع خود در مورد عزت نفس به ایـن نتیجـه رسـید که افراد دارای عزت نفس زیاد، در مقایسه با افراد دارای عـزت نفـس کـم، اسـترس، اضـطراب، درماندگی ونشانه های روان-تنی کمتری دارند و در برابر شكست و انتقادات حساسیت کمتـری نشان می دهند (اسمیت، ،1967).فرانكن (1995). نشان داد عزت نفس با کنجكاوی در مورد خود و محـیط، احسـاس کفایـت و شایستگی و نگرش مثبت بـه خـودهمبسـتگی دارد (فرانكن، 1995؛ به نقل از کوزه چیان و همكاران، ،1390). مزلـو (2000) معتقـد اسـت وقتـی احساس احترام درونی کنیم یا به خود احترام بگـذاریم، احسـاس ایمنـی درونـی و اعتمـاد بـه خویش می یابیم و خود را ارزشمند و شایسته احساس می کنیم و زمانی که فاقد احترام به خـود باشیم، باید خویشتن را خوب بشناسیم، سازگار باشیم و بتوانیم فضایل و ضعفمان را بـه روشنی و دقت تشخیص دهیم و اگر این نیازها را ارضاء کنیم، آنگاه به سوی عـالی تـرین نیـاز؛ یعنی نیاز به تحقق خود رو می آوریم و می تـوانیم اسـتعدادهای خـویش را شـكوفا کنـیم (مزلو، ، 2000؛ به نقل از کوزه چیان و همكاران، ،1390). عزت نفس متأثر از عوامل درونی و بیرونی است. منظور از عوامـل درونـی عـواملی اسـت کـه از درون نشئت می گیرند یا به عبارت دیگر،خود شخص آن را ایجاد می کنـد. عوامـل بیرونـی بـه شیوه های زندگی، نوع فعالیت بدنی و عوامل محیطی تأثیر گذار بر فرد اشارهدارد (نیسی شوشتری،1380).

 عزت نفس
داشتن عزت نفس سالم یک نیاز اساسی انسان است. تقویت عزت نفس در زندگی، سرمایه گذاری بزرگی محسوب می‌شود؛ زیرا عزت نفس ضعیف، موجب می‌شود که انسان خود واقعی اش را با شرمندگی پنهان کند، عزت نفس میزان ارزشی است که فرد برای خود قایل می‌شود. و میزان احترامی است که به شخصیت خود می‌گذارد (احمدی، 1383). عزت نفس نتیجه‌ای از فرایند تعریف خود یا خودشناسی است که در درون گروه رخ می‏دهد و هم‏زمان با هم موجب ابقاء و حفظ حریم فردی و گروه می‌شود. عزت نفس به واسطه‌ی «خودی» که برای خویشتن تعریف می‏کند از هیجانات منفی که ممکن است حریم «خود» را مورد حمله قرار می‌دهند محافظت می‏کند (الیس،آ،1382).عزت نفس عموماً به ارزیابی مثبت فرد از خودش اشاره دارد. این مفهوم ترکیبی است از دو بعد فطری که شامل شایستگی و ارزش است. بعد شایستگی این مؤلفه به درجه‌ای دارد که افراد خودشان را با استعداد و با کفایت می‌دانند و بعد ارزشمندی اشاره به درجه‌ای دارد که افراد احساس می‏کنند که شخص با ارزشی هستند (جکاس، 1982، به نقل از دراهکی).عزت نفس عبارت است از ارزشمند بودن، این حس از مجموع افکار، احساس‏ها، عواطف و تجربیات فرد در طول زندگی ناشی می‌شود. فردمی‌اندیشد که باهوش یا کودن هست، احساس می‏کند که شخص منفور یا دوست داشتنی هست، خود را دوست دارد یا ندارد. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربه‌ای که از خویشتن دارد باعث می‌شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن و یا بر عکس احساس ناخوشایند داشته باشد «آن‏چه مسلم است انسان بی آنکه احساس ارزش به خود داشته باشد نمی‏تواند زندگی کند، هر فردی به تدریج در طول حیات به تعیین ارزش‌های خود می‌پردازد به حدی از آن دست پیدا می‏کند و همواره چنان می‌تازد که بتواند ارزش خود را از هر گزندی مصون بدارد و در صورت امکان به طرق گوناگون و دوری جستن از موقعیت هایی که به ارزشش صدمه وارد می‌آورد خود را برتر نشان می‏دهد و احساس کفایت کند (رضا زاده، 1376).

 تعریف عزت نفس

تعاريف متعددي از جانب محققين در مورد عزت نفس صورت گرفته است كه جهت روشن شدن مفهوم آن لازم است تعدادي از آن ها را ذكر كنيم تا نتيجه مناسبي حاصل گردد. كوپر اسميت عزت نفس را يك قضاوت شخصي در مورد ارزش و مقبوليت خود مي داند كه در نگرش او ظاهر مي شود (رسولی،1376). سيف (1368) در تعريف عزت نفس چنين آورده است: «نياز به احترام به خود، به عبارت ديگر عزت نفس عبارت است از نياز به كسب موفقيت و تأييد يا نياز به ايجاد تصور مثبت درباره خود و ديگران و اينكه ديگران او را فردي قابل احترام بدانند.»  عزت نفس از نظر راجرز[4] (1959) عبارت است از ارزيابي مداوم شخص نسبت به ارزشمندي خود يا قضاوت شخص نسبت به ارزشمندي وجود خود مي باشد كه اين صفت عموميت داشته و درهمه مردم وجود دارد و حالتي است ثابت و دائمي ( به نقل از قلي، 1375). ويليام جيمز[5] (1980)، عزت نفس را تابع كسري از موفقيت ها بر انتظارات خود مي داند، به طوري كه هر چه موفقيت هاي شخص بيشتر از انتظاراتش باشد، عزت نفس او نيز بيشتر خواهد بود و در صورتي كه عكس آن صادق باشد، عزت نفس كمتري خواهد داشت (اسلامي نسب، 1373). والد[6] و بركلر عزت نفس را داشتن احساس خوب نسبت به خود، دوست داشتن خود و دوست داشته شدن و رفتار مناسب ديگران نسبت به او، احساس راحتي، احساس توانايي و موفقيت در رهبري مي دانند (ستوده، 1373). عزت نفس مي تواند به عنوان احساس يك فرد درباره شايستگي و ارزشمندي خود تعريف شود. شايستگي بر اساس تعريف هايي كه به وسيله ويليام سوان[7]ارائه شده عبارت است از: احساس عمومي فرد درباره لياقت و توانايي خود. به بيان ساده، شايستگي عبارت است از داشتن اعتماد به نفسي كه فرد عموماً قادر است با تكيه بر آن نتايج مورد انتظار را به دست آورد (فيبل وهال،1978 ، به نقل از فتحي،1382). داگلاس[8] (1994) عزت نفس را دسته اي از اعتقادات مي داند كه بر پذيرش يا عدم پذيرش خود فرد دلالت مي كند. منصور (1368) عزت نفس را چگونگي رضايت فرد از اعمال خود مي داند . اسلامي نسب (1373) عزت نفس را دركي مي داند كه فرد از خودش دارد و اين درك، با قضاوت هاي ارزشي همراه بوده و ميزاني از خويشتن پذيري و حرمت نفس را در بر ميگيرد. اوقضاوت هاي ارزشي فرد را هميشه مثبت نمي داند.شاملو (1380) معتقد است عزت نفس ارزيابي مداوم و قضاوت او نسبت به ارزشمندي وجودي خود مي باشد. مزلو3 از عزت نفس به عنوان يكي از نيازهاي اساسي انسان ياد ميكند، او در سلسله مراتب نيازهاي خود، عزت نفس را پس از نياز به عشق و تعلق قرار داده است و اعتقاد دارد كه براي رسيدن به مراحل بعدي نيازها، لازم است تا نياز به عزت نفس فرد ارضا شود. از نظر او هر فرد نياز دارد كه مورد احترام خود و ديگران واقع شود (اسلامي نسب، 1373).ناتانيل براندن[9] در كتاب «قدرت عزت نفس»، عزت نفس را ارج نهادن ارزش و اهميت خويش، مسئول خود بودن و در برابر ديگران مسئولانه رفتار كردن ، مي داند (نقل از قراچه داغی،1382).به طور كلي از تعاريف فوق نتيجه مي شود كه عزت نفس يكي از ويژگي هاي شخصيت فرد است كه بر ارزشيابي و قضاوت نسبتاً پايدار فرد (مثبت يا منفي) نسبت به خود دلالت مي كند.

 طبقه بندی عزت نفس

عزت نفس به دو طبقه عزت نفس بالا و پايين تقسيم مي شود:

عزت نفس بالا، يعني احساس غرور در خود و قبول كردن عملكرد خود توسط شخص در زماني كه استعداد ذاتي خود را با كيفيت مثبت پرورش دهد (فرانكن، 1995) .

 شکل‌گیری عزت نفس
در رابطه با تکوین و شکل‌گیری عزت نفس صاحب نظران دیدگاه‌های مختلفی را مطرح کرده‌اند. در برخی از این دیدگاه‌ها به زمینه‌های خانوادگی و دیدگاه‌های دیگر به زمینه‌های اجتماعی و شناختی توجه شده است. بر اساس دیدگاه روان پویشی شکل‌گیری عزت نفس به این صورت است که نوزاد پس از تولد از وابستگی و نیاز به بزرگسالان آگاه می‌شود. اگر نوزاد در خانواده‏های پذیرنده متولد شده باشد و از طرف خانواده مورد محبت و نوازش قرار گیرد، به تدریج در طی رشد احساس ارزشمندی می‏کند و والدین را به عنوان موضوعاتی خوب، درونی می‏کند و بر اثر تکرار تأیید و تصدیقات بیرونی، حس ارزشمندی در فرد درونی می‌شود (استور ، به نقل از بیابانگرد، 1380).تعدادی از محققان در مورد شکل‌گیری عزت نفس دو فرضیه را مطرح نموده‌اند:
1-تصویرسازی ذهنی: وقتی از افراد خواسته می‌شود تا تصوری از خود بیان نمایند، آن‏ها تصوری که دیگران از آن‏ها دارند، بیان می‏کنند. یعنی فرد بیشتر تحت تاثیر محیط است و انسان‏ها  نقش زیادی در ایجاد و شکل‌گیری عزت نفس دارند.
2-حافظه: در این مورد فرد در طبقه‌بندی اطلاعات نقش مهمی دارد. فرضیه حافظه تکمیل کننده‌ی فرضیه‌ تصویر سازی است. در این فرضیه «خود» به صورت یک ساختار شناختی شرح داده می‌شود و فرایند یادآوری ورمزگردانی در آن نقش زیادی دارد. بر این اساس، اطلاعات جدید وارد این ساختار شناختی «خود» می‌شود و بعد به صورت ویژه و مطلوب در می‌آید. بنابراین، دو فرضیه فوق مکمل یکدیگر هستند

 نظريه هاي عزت نفس:

  نظريه كوپر اسميت :

 عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می داند که عموما با توجه به خویشتن حفظ می شود.کوپراسمیت چهار عامل اسنادی  را  برای  رشد عزت نفس  بیان می کند ،نخستین آن ومقدم بر تمام عوامل  میزان احترام، پذیرش وعلاقمندی است که یک فرد دریافت می کند،دومین عامل تجارب و موفقیت هایمان در زندگی وسومین عامل ارزش ها وانتظاراتی است که بر مبنای آن تجارب را موردتفسیر قرار می دهیم وچهارمین عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش می باشد (مظاهری،1381).

  نظريه مازلو:

مازلو در سلسله مراتب نيازها و در سطح سوم ، احترام به خود يا عزت نفس را قرار  مي دهد كه مشتمل بر تمايل شايستگي، چيرگي، پيشرفت ، توانمندی، كفايت، اطمينان، استقلال و آزادي است. زماني كه اين نيازها ارضا شود، فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمرثمربودن و اطمینان  می کند  و چنانچه  این نیاز ها برآورده نشود  فرد احساس حقارت، درماندگی،ضعف ودلسردی و نا امیدی می کند (صاحبی،1381).

  نظريه راجرز:

راجرز، عزت نفس را ارزيابي مداوم شخص از ارزشمندي خويشتن خود ويا نوعي قضاوت نسبت به ارزشندي وجودي خود تعريف كرده است. او معتقد است اين صفت در انسان حالت عمومي دارد و محدود و زود گذر نيست. بر طبق نظر راجرز، عزت نفس در اثر نياز به توجه مثبت ديگران به وجود مي آيد. نياز به توجه مثبت ديگران، شامل بازخوردها، طرز برخورد گرم و محبت آميز، صميميت، پذيرش و مهرباني از طرف محيط به خصوص اولياء كودك است (شاملو، 1380).

2-3-5-4  نظريه ويليام جيمز:

در بررسي عزت نفس، اولين كار توسط ويليام جيمز انجام شده است. او معتقد بود كه تصور فرد از خود در حين تعاملات اجتماعي ، يعني از زماني كه متولد شده و مورد شناسايي ديگران قرار مي گيرد، شكل مي گيرد ( به نقل از بيابانگرد، 1380).

  نظريه جرج ميد[10] :

ميد معتقد است كه تصورات و نگرش هاي شخص، نقش زيادي در زندگي او دارند. اين تصورات مي تواند، مربوط به موقعيت هاي دروني يا بيرونی باشد. تصورات بر اساس بازخوردي كه از نظر ديگران به دست مي آيد، تشكيل مي شود. بنابراين شخص خصوصيات خود را به گونه اي درك مي كند كه ديگران آن خصوصيات  را به وي نسبت مي دهند. او نتيجه گرفت عزت نفس بر اثر انعكاس ارزيابي ديگران، به وجود مي آيد و اين اجتماع است كه براي افراد معيارهاي زندگي را تعيين مي كند و از طرفي نظريات ديگران در شخص دروني ميشود و عزت نفس او را شكل مي دهد ( به نقل از پور مقدسيان ، 1373). 
  نظریه اریکسون :
به عقیده اریکسون والدینی که به کودکان خود اجازه بروز ابتکار وخلاقیت نمی دهند باعث می شوند  که  در آن ها  احسا س گناه ،کم ارزشی وگوشه گیری   بوجود   آید ، این کودکان از ابراز وجود می ترسند  و ضمن اتکاءشدید به بزرگسالان در گروه ها بصورت فعال شرکت نمی کنند آن ها بی هدف  می شوند و یا  جرات این که به دنبال هدف بروند را نخواهند داشت .

 ابعاد عزت نفس

تا چندي پيش، محققين و نظريه پردازان، عزت نفس را قضاوت كلي فرد در مورد خودمي دانستند اما در سالهاي اخير مشخص شده است كه كودكان و بزرگسالان، خودشان را از زوايا و جنبه هاي مختلف مورد ارزيابي و قضاوت قرار ميدهند که در اين رابطه مي توان جنبه هاي اجتماعي، بدني، تحصيلي، خانوادگي و كلي را نام برد (کاکاوند،1375).براي روشن شدن مطلب، درمورد هر كدام از موارد فوق توضيحاتي مختصر ارائه خواهد شد.

 عزت نفس اجتماعی :

 شامل عقايد كودك در مورد خودش به عنوان يك دوست براي ديگران است . آيا كودكان ديگر او را دوست دارند ؟ آيا عقايد وافكار او براي آن ها ارزشمند است؟ آيا او را در فعاليت هايشان شركت مي دهند؟ آيا از ارتباط و تعامل باهمسالان خود احساس رضايت مي كند؟

 عزت نفس بدني :

عزت نفس بدني به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به توانايي بدني خود اطلاق مي شود كه از طريق فعاليتها و كنش هاي بدني در فرد به وجود مي آيد.

 عزت نفس تحصيلي:

عزت نفس تحصيلي به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به ارزشمندي تحصيلی خود مربوط مي شود. اگر واكنش اطرافيان در مورد وضعيت تحصيلي فرد مطلوب باشد، در او احساس رضايت از خود ايجاد نموده و به قضاوت مثبت فرد درباره خودش كمك مي كند (کاشانی نیا،1376).

 عزت نفس خانوادگي:

    ارزيابي و قضاوت فرد به عنوان عضوي از خانواده را عزت نفس خانوادگي مي گويند كه در اثر تعامل فرد با اعضاء خانواده در او به وجود مي آيد. نوع رابطه متقابل فرد با پدر، مادر، برادران و خواهران و ساير اعضاء خانواده و اين كه فرد تا چه اندازه توسط آن ها پذيرفته شده است، در چگونگي نگرش او نسبت به خود مؤثر است و عزت نفس خانوادگي او را تعيين مي كند (رسولی، 1376).

 عزت نفس كلي :

عزت نفس كلي به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به كليه ارزش هاي خود اطلاق مي شود كه اين جنبه از عزت نفس، ساير جنبه هاي فوق را در خود دارد و در واقع به آن ها نوعي وحدت و يكپارچگي مي بخشد. فردي كه عزت نفس كلي مثبتي دارد، از كليه جهات بدني ، اجتماعي، خانوادگي و تحصيلی، خود را مطلوب و خوب ميداند. او نگرش مثبت خود را از واكنش مثبت اعضاء خانواده، همسالان، معلمين و توانايي هاي بدني خود كسب نموده است. چنين فردي ، بهتر مي تواند با مشكل خود مقابله كند ( اسلامي نسب ،1373).

 مؤلفه هاي اساسي عزت نفس

تجاربي كه كودك در راستاي هر مؤلفه به دست مي آورد، نقش اساسي را در ارزيابي از خود ايفا مي كند. اين فرايند ارزيابي يا قضاوت، توصيف هاي دروني از خود را ميسر مي نمايد كه عزت نفس نام مي گيرد و به منزله بيانيه ای در چگونگي احساس كودك درباره خويش محسوب مي شود. «عزت نفس سالم» را مي توان مورد تقويت قرار داد و يا اين كه آن را از مسير اصلي منحرف ساخت. شخص با عزت نفس قوي، تا حدودي قادر است كه در خود جنبه هاي مثبت پنچ مؤلفه عزت نفس را تحقق بخشد. در صورت فقدان مؤلفه هاي مزبور شخص دچار ناپايداري، بيهودگي و ناتواني مي شود (پاشا، 1379).

پنج مؤلفه عزت نفس از ديدگاه جامع نگر «اينرونر» (1982)، در ارتباط با نظریه خود نشأت گرفته است. در این جا به اختصار توصیف هایی در رابطه با هر مؤلفه عرضه می شود. توصیف موارد توسط «بربا» (۱۹۸۹)، مطرح شده است.
  امنیت

  احساس اطمینان قوی است كه شامل این نكات می شود: احساس راحتی و ایمنی، وقوف در آن چه كه از وی انتظار می رود، توانایی وابستگی به افراد و موقعیت ها و درك قواعد و محدودیت ها. دارا بودن احساس قوی امنیت ، پایه ای است كه ساختار مؤلفه های دیگر بر آن اساس پایه ریزی می گردد. از این رو كودكان باید قبل از انجام هر عملی نسبت به آن اطمینان خاطر حاصل نمایند. چنانچه كودك احساس ناامنی و خطر نماید (نسبت به آنچه كه از من انتظار می رود، مطمئن نیستم) در جذب مؤلفه های دیگر عزت نفس با مشكل مواجه خواهد شد. (ادبی، ۱۳۷۹).

   خودپذیری : خودپذیری احساس فردیتی است كه اطلاعات درباره خود را در بر می گیرد توصیف دقیق و واقع بینانه از خویش بر حسب نقش ها، اسنادها و ویژگی های جسمانی. كودكی كه واجد خودپذیری قوی باشد (من خودم را دوست دارم)، خویشتن را می پذیرد، احساس فردگرایی، شایستگی، كفایت و تحسین از خود دارد. ولی كودكی كه احساس خودپذیری ضعیفی دارد (من خود را دوست ندارم)، در پذیرش خود، فاقد اراده است.(پاشا، ۱۳۷۹).
  پیوندجویی : پیوندجویی احساس پذیرش با مقبولیت است به ویژه در روابطی كه مهم قلمداد میشوند. همچنین به معنای احساس پذیرفته شدن و مورد احترام قرار گرفتن از سوی دیگران به كار می رود. كودكانی كه دارای احساسات پیوندجویی قوی باشند (احساس تعلق داشتن )، رابطه راحت و رضایت مندی با دیگران برقرار می كنند. حال آن كه احساس پیوند جویی ضعیف در كودك (كسی نمی خواهد با من باشد)، منجر به انزواطلبی و احساس بیگانگی وی خواهد شد.
   رسالت : در این مؤلفه، دارا بودن هدف و انگیزه در زندگی مورد نظر است. به طوری كه به خویشتن رخصت دهد تا اهداف واقع بینانه و قابل حصولی داشته باشد و در قبال پیامدهای تصمیمات خود، احساس مسئولیت نماید. كودك برخوردار از احساس تعهد قوی (من اهداف مهمی دارم)، قادر است عملی را آغاز كند و بر اساس طرح و نقشه، آن را پی گیرد. اما كودكی كه حس تعهد ضعیفی دارد (من گیج هستم و نمی دانم چه باید بكنم)، در قبال اعمال خود مسئولیتی احساس نمی كند و در هنگام مواجهه با مشكل راه حل های مختلف را مورد كاوش قرار نمی دهد.
  شایستگی : این مؤلفه به احساس موفقیت و فضیلت در كارایی اشاره دارد كه مهم و ارزشمند به نظر می رسد و شامل وقوف بر نیرومندی ها و تواناییها و پذیرش ضعف ها نیز می شود. كودكانی كه واجد احساس شایستگی می باشند (من احساس توانایی می كنم، بنابراین میتوانم با هر خطری مواجه شوم)، در بیان تصورات و عقاید خود در ارتباط با دیگران بی پروا می باشند. اما كودكانی كه از شایستگی لازم برخوردار نیستند (نمی خواهم كوشش كنم)، خود را ناتوان می انگارند و موفقیتهای خویش را به بخت و اقبال نسبت می دهند و نمی خواهند فرصت هایی در جهت نیل به موفقیت داشته باشند. آن ها رفتار های خود مغلوبانه دارند و احساس كفایت شخصی نمی كنند. در پرتو تجارب فزاینده ای كه در آموزش عمومی و عالی به دست آمد، مهمترین عامل را در تعیین احساس رضایت و موفقیت فرد، را به احساسات درونی در مورد خویش نسبت داده اند. دانش آموزانی كه نسبت به خودشان نامطمئن هستند و انتظار شكست دارند، به راحتی دست از تلاش و كوشش برداشته و به ترك مدرسه مبادرت می ورزند. از سوی دیگر دانش آموزانی كه درباره خود و توانایی های خود احساسات مثبت دارند، از مدرسه، روابط با دوستان و دنیای یادگیری لذت می برند.
یافته های كوپر اسمیت (۱۹۷۵) مبین آن است كه دانش آموزان واجد احساسات مثبت درباره خویش، فراگیران با انگیزه ای هستند كه در كلاس مشاركت فعالی بروز می دهند (پاشا، ۱۳۷۹).

 علل پيدايش پديده خويشتن و عزت نفس

دليل عمده ايجاد خويشتن و عزت نفس را بايد در رابطة فرد با جامعه اش به خصوص در دوران پر اهميت كودكي و نوجواني جستجو كرد . اين رابطه را مي توان به چند نوع بيان نمود كه عبارتند از :

الف ـ  واكنش ديگران ب ـ مقايسه با ديگران ج ـ همانند سازي با الگوها   (قوام،1374).

عوامل مؤثر در ايجاد و تقويت عزت نفس

1. بزرگسالان (اعم از والدين، مربيان و معلمان)

2. جنسيت

ناتلمان3 (1987) از پژوهش طولي كه روي 300 نوجوان 12 تا 16 ساله پسر و دختر در مدارس دوره هاي راهنمايي و متوسطه به منظور مقايسه عزت نفس دختران و پسران در آمريكا انجام داده است، به اين نتيجه رسيد كه نمره عزت نفس پسران از كلاس اول راهنمايي تا دوم نظري افزايش يافته است. در حالي كه پسران نوجوان از رشد عزت نفس بالايي بر خوردار بودند، رشد عزت نفس دختران در اين سالهاي نوجواني تغيير محسوسي پيدا نكرده است. در حالي كه عزت نفس پسران نوجوان در طول 5 سال اول نوجواني از رقم 72/3 (در مقياس 5 درجه اي) به 30/4 رسيده و اين تفاوت كاملاً معني دار بود، ولي عزت نفس دختران در  طول آن 5 سال هيچ تغييري نكرده و در رقم 10/3 ثابت مانده است. اين تغييرات در عزت نفس نوجوانان، جدا از بيان تفاوت بين پسران و دختران كه جاي تأمل و علت جويي و بررسي هاي بيشتري را دارد، نشانه ديگري است از اين كه در دوره نوجواني، عواطف فرد و برداشتي كه او از خود دارد، گسترش مي يابد و بر احساس غرور و افتخار، خاصه در پسران در اين دوره افزوده مي شود . برخي از دلايلي را كه در جامعه غربي براي كم تر بودن عزت نفس دختران بر شمرده اند، حساسيت و نگراني آنان درباره جذابيت هاي بدني خود و اطمينان كمتر درباره توانايي هاي آنان است (کوری ، 1382).

3. زمينه هاي زندگي اجتماعي و فرهنگي

 اصول عزت نفس
شیوه و سبک زندگی شخص در شکل‌گیری احساس خود ارزشمندی اهمیت به سزایی دارد. اشخاصی که ویژگی‏های یاد شده در زیر،‌بخش لاینفکی از زندگیشان است دارای احساس خود ارزشمندی سالم و بالایی هستند:
1آگاهی و هوشیاری
2خود پذیری
3خود مسئولیتی
4ابراز وجود
5هدقمندی
6یکپارچگی و احترام.مرادی(1386).

منابع عزت نفس چیست

1-پذیرش خود و دیگران.

 2- آرامش بیشتر در زندگی.

3- مثبت بودن و احساس شادی کردن.

4- اشتیاق به داشتن مسئولیت بیشتر و احساس کنترل افزون‌تر بر زندگی و داشتن استقلال و راحتی.

5- توجه بهتر به دیگران و احساس راحتی در موقعیت‌های اجتماعی.

 6- احساس متعادل بودن.

7- اتکا به خود و خلاقیت بیشتر و وابسته نشدن به عقاید و تأیید دیگران.

 8- بهبود ظاهر و احساس «سرزندگی».

 9- آمادگی بیشتر برای دریافت محبت و محبت کردن.

 10-ملایم تر بودن با خود و دیگران و توانایی ریسک پذیری و آماده بودن برای تغییر.

11- توانایی تبریک گفتن به دیگران به علت موفقیت‌هایشان، بدون هیچ گونه حسادت.

 12-اطمینان داشتن به خود در همه فعالیت‌ها و مسئولیت پذیری.

13- تمایل داشتن به این که مشکلات زندگی را با دیگران به طور صریح در میان گذاشته و چاره اندیشی کردن.

14- توانایی بیان صادقانه نارسایی‌هایی که در کارهای انجام شده ممکن است باشد.

 15-امید و اشتیاق و علاقه بیشتر برای زندگی سالم (احمدی، 1383).

 

 

 

 

 

 

 

 

شیخ الاسلامی، راضیه و خیر، محمد (1386). نقش جهت‌گیری‌های انگیزشی در یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی.پژوهش زبان های خارجی ، 39، 94-83.

ریو، جان، مارشال (2005). انگیزش و هیجان. ترجمه سیدمحمدی(1388). تهران: نشر ویرایش.

ابراهیمی مقدم, حسین؛ طیبه مالمیر و فاطمه رستمی، ۱۳۹۶، بررسی همبستگی مهارتهای خودمختاری با اعتیاد به اینترنت و استفاده از آن در دانش آموزان، سومین همایش تازه های روان شناسی مثبت نگر، بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس

رحیمی, سعید و حامد دهقانان، ۱۳۹۶، تاثیر جو کاری حمایت گر خودمختاری و اندازه شبکه اجتماعی بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی داوطلبان: کاربست نظریه خودتعیین گری، دومین کنفرانس بین المللی مدیریت و حسابداری، تهران، موسسه آموزش عالی صالحان

مهرپور آناهيتا, محمدي نوراله(1394).ان طباق و ويژگي هاي روان سنجي مقياس خودمختاري هيجاني: مقايسه دو الگوي متفاوت،شخصیت و تفاوت های فردی،دوره4،شماره7

عبدلي بهروز, فارسي عليرضا, نوروزي سيدحسني ابراهيم(1394). ارتباط بين جو انگيزشي ادراك شده و انگيزش خودمختاري جودوكاران ليگ برتر ايران، رشد و يادگيري حركتي-ورزشي (حركت) ،دوره7،شماره3.

منصوری فیلستان, مریم و فریده حق شناس، ۱۳۹۴، بررسی تاثیر اعتماد به نوآوری و خودمختاری شغلی بر رفتار نوآورانه کارکنان اداره کل فنی و حرفه ای استان تهران، کنفرانس بین المللی مدیریت، فرهنگ و توسعه اقتصادی، مشهد، موسسه تحقیقاتی رایمند پژوه

حسینی, برهان و مرجان بهزادفر، ۱۳۹۳، رابطه بین ارضای نیازهای روانی بنیادین (خودمختاری،ارتباط و شایستگی) با انگیزش پیشرفت تحصیلی(انگیزش درونی،انگیزش بیرونی و عدم انگیزش)، اولین کنفرانس ملی توسعه پایدار در علوم تربیتی و روانشناسی، مطالعات اجتماعی و فرهنگی، تهران، موسسه آموزش عالی مهر اروند، مرکز راهکارهای دستیابی به توسعه پایدار

تقوی, مصطفی و یاسر خوشنویس، ۱۳۸۷، خودمختاری فناوری یا انفعال در برابر رویکرد فناورانه، فصلنامه تخصصی رشد فناوری 4

حق شناس, فریده و مریم منصوری فیلستان، ۱۳۹۴، بررسی تاثیر اعتماد به نوآوری و خودمختاری شغلی بر رفتار نوآورانه مربیان حق التدریس اداره کل فنی و حرفه ای استان تهران، اولین کنفرانس بین المللی حسابداری، مدیریت و نوآوری در کسب و کار، گیلان، موسسه پویندگان اندیشه های نو و شهرداری صومعه سرا، مجتمع فرهنگی و هنری فارابی اداره فرهنگ و ارشاد

پهلوان, فاطمه، ۱۳۹۵، تعیین اثر بخشی آموزش هوش اخلاقی بر رشد شخصی و خودمختاری در دختران مقطع دوم دبیرستان، سومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم تربیتی و سبک زندگی، تربت حیدریه، دانشگاه تربت حیدریه

 

 

 

Gagne, Marylene; Deci, Edward L. (2005). Self-determination theory and work
Motivation. Journal of Organizational Behavior 26, 331–362.

Roca, Juan Carlos; Gagne, Marylene (2008). Understanding e-learning continuance
intention in the workplace: A self-determination theory perspective. Computers in
Human Behavior 24, 1585–1604.

Sorebo, oystein; Halvari, Hallgeir; Flaata Gulli, vebjorn; Kristiansen, Roar (2009). The
role of self-determination theory in explaining teachers’ motivation to continue to use elearning technology. Computers & Education 53, 1177–1187

Lee, Ming-Chi (2010). Explaining and predicting users’ continuance intention toward elearning: An extension of the expectation–confirmation model. Computers &
Education 54, 506–516.

Bauer, Johannes; Mulder, Regina H. (2006). Upward feedback and its contribution to
employees’ feeling of self determination. Journal of Workplace Learning Vol. 18 No.
7/8, 508-521.

 



[1] Self-esteem

[2] William James

[3] Cooper Smith

[4] Rogers

[5] William James

[6] Wald

[7] William Swann

[8] Douglas

[9] Nathaniel Branden

[10] Gorgemide

خود ارزشمندی

سه شنبه هفتم فروردین ۱۳۹۷ | 12:49
مرضیه
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • فروردین ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۳۹۷

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پیشینه و مبانی نظری رشته مدیریت محفوظ است .